بررسي و مقايسه بين انواع برنامه ريزي و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه مقطع متوسطه شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصيلي 90-89
مقدمه :
رشد و توسعه هر جامعه در کليه ابعاد اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي متاثر از نيروي انساني است در اين ميان آموزش از عوامل اساي در تربيت نيروي انساني به شمار مي رود از يک نظر مي توان آموزش را شامل دو دسته رسمي و غير رسمي دانست که اين هر دو به تغيير رفتار و ابعاد مجموعه اي از دانش ، تفکر ، نگرشها ، ارزش ها و مهارتها مي انجامد کسب موفقيت در اين زمينه مستلزم آن است که آموزش چه رسمي و چه غير رسمي مبتني بر اصول عملي باشد اين امر اهميت برنامه ريزي آموزشي رسمي و تربيت نيروي انساني را مشخص سازد . ( ميرزا بيگي ، 1380، ص16) .
برنامه ريزي به کار مديران و غير مديران جهت مي دهد و توجه آنها را به اهداف سازمان متمرکز مي سازد و وقتي که همه بدانند کجا مي روند و براي رسيدن به مقصد هر يک چه کمکي بايد بکنند ، هماهنگي و همکاري بيشتري به وجود مي آيد برنامه ريزي موجب مي شود که فعاليتهاي تکه اي و بي ثمرو بي راهه روي کاهش يابد . ( علاقه بند ، 1387 ، ص 41) .
بدون داشتن برنامه ريزي منظم و منطقي نمي توان به اهداف تعيين شده دست يافت ، در واقع برنامه ريزي نوعي تضمين براي رسيدن به اهداف است ، همانگونه که کشورهاي توسعه يافته با برنامه ريزي مناسب روز به روز پيشرفته تر و جوامع توسعه نيافته به علت عدم برنامه ريزي يا برنامه ريزي نامناسب عقب مانده تر مي شوند .
به طور کلي ، عمليات سازماني را پيشگيري و بر اهداف سازمان متمرکز ساخته عمل نظارت و کنترل را نيز تسهيل مي کند برخي از صاحب نظران مديران را در تعيين اهداف مقدمه بر برنامه ريزي مي داند ولي برخي ديگر ، برنامه ريزي جوانب مهم کار مديريت به شمار مي رود هر مديري وظيفه دارد منهي نوع و وسعت آن را با توجه به ميزان اختيارات مدير و ماهيت کار سازماني تغير مي کند بنابراين برنامه ريزي درست و به موقع مديران موجب پيشگيري از اتلاف وقت و به هدر نرفتن سرمايه هاي انساني مي شود و باعث مي شود فعاليتها اهداف پيش بيني شده سوق داده شود .

بيان مسئله :
انواع برنامه ريزي البته از لحاظ دامنه عمل در کل مدتهاست که اذهان عمومي يا شايد اذهان اشخاصي نظير محققان را در برگرفته است و اخيرا براي چرخش آموزش و پرورش بهتر برنامه ريزي در راس امور قرار گرفته چرا که اين مسئله مي تواند از يک تا صد در صد تاثير را برميزان کارايي مدارس داشته باشد . هر نوع برنامه ريزي مشخص مي تواند تاثير مشخص و پر واضحي را بر کارايي مدارس داشته باشد .
برنامه ريزي، مانند پلي، زمان حال را به آينده مربوط مي کند. هر کس ‍ مي تواند با برنامه ريزي و تعيين اهداف مورد نظر و پيش بيني راه هاي دستيابي به آن ها، در جهتي صحيح حرکت نموده و به موفقيت لازم دست يابد.
برنامه ريزي، يکي از ارکان اصلي سازمان ها بوده و ادامه حيات سازمان و دستيابي به نتايج مورد نظر، بدون داشتن برنامه اي مشخص، غير ممکن مي نمايد. فقدان برنامه ريزي در سازمان با عدم توفيق سازمان و شکست آن در مأموريت هاي محول شده ملازم است. برنامه ريزي دو رکن اصلي دارد که عبارت است از: تعيين اهداف و پيش بيني راه هاي دستيابي به آن ها. دوم آن که، در برنامه ريزي بايستي دو نکته مهم همواره مورد نظر باشد: يکي داشتن دوره زماني مشخص و ديگر داشتن بودجه و هزينه معين( حكيمي ، 1378، ص 169) .
بنابراين، مي توان برنامه ريزي را در يک عبارت مختصر و جامع اين گونه تعريف کرد:
برنامه ريزي عبارت است از تعيين اهداف و پيش بيني راه هاي دستيابي به آن ها در دوره زماني مشخص و با هزينه معين.برنامه ريزي علاوه بر اين که نقش هدايت کردن و راهنمايي را در سازمان به عهده دارد، به مديران سازمان ها اين امکان را مي دهد که از منابع و امکانات سازمان به صورت مناسب و بهينه استفاده نمايند. برنامه ريزي مي تواند در تصميم گيري درست، مديران را ياري داده و با شناسايي به موقع فرصت ها، و عوامل تهديد کننده سازمان، مديران را در استفاده صحيح از فرصت ها و مقابله به موقع در برابر تهديدها کمک کند.( همان منبع ، ص170)
و اما سوال اصلي كه در اين تحقيق مي‌خواهيم به آن پاسخ دهيم اين است كه آيا برنامه ريزي توسط مديران در مدارس شامل هدف گذاري ، پيش نگري و بودجه بندي است مي تواند بر بهتر شدن فعاليت ها در مدارس تاثير داشته باشد
اهميت و ضرورت تحقيق :
انسانها با حرکت در مسير تکامل و رشد عقلاني خود به تدريج به ضرورت برنامه ريزي در زندگي واقف شدند و آن را به منزله ابزاري در مديريت و رهبري نظام آموزشي و اجتماعي مورد توجه قرار دادند سازمانها و موسسه هاي اداري امروز به طور پيچيده
پژوهش در اين زمينه لازم است زيرا برنامه ريزي به عنوان اصلي از اصول اساسي مديريت، يکي از وظايف مهم و حياتي مديران بوده و نقش بسيار مهمي در موفقيت و پيشرفت سازمان ها، و کارآيي و اثر بخشي مديران دارد. پژوهش در اين زمينه لازم است زيرا مديران همواره تلاش مي کنند تا کارآيي و اثر بخشي خود و سازمان شان را افزايش دهند. بي ترديد تلاش آن ها بدون توجه به مسأله برنامه ريزي به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد؛ چرا که اگر در سازمان برنامه ريزي صورت نگيرد و برنامه هاي صحيح و دقيق طراحي نشود، بدين معناست که اهداف سازمان و نيز راه ها و ابزار مناسب براي دستيابي به آن ها مشخص نشده است؛و آن گاه که اهداف سازمان و راه هاي دستيابي به آن ها روشن و مشخص نشده باشد، اثر بخشي و کارآيي به هيچ وجه تحقق نخواهد يافت.
پژوهش در اين زمينه لازم است زيرا ضرورت برنامه ريزي قبل از دست زدن به هر کار، و اهميت ويژه آن امري عقلاني است؛و روشن است که اقدام به هر کار، بدون بررسي جوانب مختلف و برنامه ريزي براي آن، نشان دهنده نقصان عقل و يا عدم بهره گيري صحيح و مناسب از اين نعمت بزرگ الهي است.و اما انجام نگرفتن چنين پژوهش هايي در زمينه برنامه ريزي مديران مي‌تواند باعث عدم آگاهي آنها از اهميت مقوله برنامه ريزي شود و همين بي اطلاعي و نداشتن آگاهي كافي مي تواند باعث عدم كارايي در سازمان شود . با انجام نگرفتن چنين پژوهش هايي ما نمي توانيم عيوب و نقاصان هايي را كه در بعضي از برنامه ريزيهاي مديران وجود دارد شناسايي كرده و همين باعث عدم كارايي بهتر در سازمان مي شود .
اهداف پژوهش :
هدف کلي : بررسي و مقايسه بين انواع برنامه ريزي و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه مقطع متوسطه شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصيلي 90-89
اهداف جزيي :
1 – تعيين رابطه بين برنامه ريزي کوتاه مدت مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه
2 – تعيين رابطه بن برنامه ريزي بلند مدت مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه
3 – تعيين رابطه بين برنامه ريزي متمرکز مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه
4 – تعيين رابطه بين برنامه ريزي غير متمرکز مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه
5 – تعيين رابطه بين برنامه ريزي جامع مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه
6 – تعين رابطه بين برنامه ريزي بلند مدت و کوتاه مدت در مدارس دخترانه و پسرانه
7 – تعيين رابطه بين برنامه ريزي متمرکز و غير متمرکز در مدارس دخترانه و پسرانه .
سوالات پژوهش :
1 – آيا بين برنامه ريزي کوتاه مدت مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معناداري وجود دارد .؟
2 – آيا بين برنامه ريزي بلند مدت مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معنا داري وجود دارد ؟
3 – آيا بين برنامه ريزي متمرکز مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معنا داري وجود دارد ؟
4 – آيا بين برنامه ريزي غير متمرکز مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معنا داري وجود دارد ؟
5 – آيا بين برنامه ريزي جامع مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معناداري وجود دارد ؟
6 – آيا بين تاثير برنامه ريزي بلند مدت و کوتاه مدت مديران در مدارس دخترانه و پسرانه بر ميزان کارايي تفاوت معناداري وجود دارد ؟
7 – آيا بين برنامه ريزي متمرکز و غير متمرکز مديران در مدارس دخترانه و پسرانهبر ميزان کارايي تفاوت معنا داري وجود دارد ؟
8 – آيا ميزان کارايي در مدارس دخترانه و پسرانه متفاوت است .
فرضيات :
1 -بين برنامه ريزي کوتاه مدت و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معنا داري وجود دارد .
2 – بين برنامه ريزي بلند مدت مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معنا داري وجود دارد
3 – بين برنامه ريزي متمرکز مديران و ميزان کارايي آن در مدارس دخترانه و پسرانه رابطه معناداري وجود دارد
4 – بين برنامه ريزي غير متمرکز مديران و ميزان کارايي آن در مدارس رابطه معناداري وجود دارد
5 – بين برنامه ريزي جامع مديران و ميزان کارايي آن در مدارس رابطه معنا داري وجود دارد
6 -بين تاثير برنامه ريزي بلند مدت و کوتاه مدت مديران در مدارس دخترانه و پسرانه بر ميزان کارايي تفاوت معناداري وجود دارد
7 -بين برنامه ريزي متمرکز و غير متمرکز مديران در مدارس دخترانه و پسرانه بر ميزان کارايي تفاوت معنا داري وجود دارد
8 – آ ميزان کارايي در مدارس دخترانه و پسرانه متفاوت است .
متغير ها :
تعريف متغير : متغير يك مفهوم است كه بيش از دو يا چند ارزش يا عدد به آن اختصاص داده مي‌شود . ( دلاور ، 1381 ،ص 35 ) .
تعريف متغير مستقل : به متغيري گفته مي شود كه از طريق آن متغير وابسته تبين يا پيش بيني مي‌شود به اين متغير محرك يا درون داد گفته مي شود . ( همان منبع ، ص 35 ) .
متغير مستقل : انواع برنامه ريزي شامل متمرکز ، کوتاه مدت ، بلند مدت ، مالي ، غيرمتمرکز مي باشد
تعريف متغير وابسته : متغير وابسته پاسخ ، برون داد يا ملاك است و عبارت است از وجهي يا جنبه اي از رفتار ارگانيزم كه تحريك شده است . ( همان منبع ، ص 36 ) .
متغير وابسته : ميزان کارايي در مدارس
تعريف متغير كنترل : متغيري كه تأثير آن بايد خنثي يا حذف شود .( سيف ، 1386، ص 25 ) .
متغير كنترل : مقطع تحصيلي
تعريف متغير تعديل كننده : به منظور توصيف متغير مستقل معيني به كار مي‌رود و دومين متغير مستقل است و عاملي است كه توسط پژوهشگر ، انتخاب ، اندازه گيري يا دستكاري مي شود . ( همان مبنع ، ص 26 ) .
متغير تعديل كننده : جنسيت مي باشد .
تعريف متغير مزاحم ( مداخله گر ) . به متغيري گفته مي‌شود كه به صورت فرضي ، بر پديده مشاهده شده تاثير مي گذارد ولي قابل مشاهده ، اندازه گيري و دستكاري نيست . ( همان منبع ، ص 28 ) .
متغير مزاحم : شرايط اجتماعي فرهنگي مي‌باشد .
تعريف مفهومي و عملياتي متغير ها :
1 – برنامه ريزي : برنامه ريزي عبارت است از تصميم گيري در مورد اينکه چه کارهايي بايد انجام گيرد برنامه
ريزي عبارتست از تعيين هدف و يافتن يا پيش بيني کردن راه تحقق آن برنامه ريزي عبارتست تصور و طراحي وضعيت مطلوب در آينده و يافتن و پيش بيني کردن راهها و وسايلي که رسيدن به آن را فراهم کند. اينترنت 1
در اين تحقيق نمره اي که آزمودني در آزمون محقق ساخته بدست مي آورد
2 – برنامه ريزي متمرکز : برنامه ريزي متمرکز در سازمان آن نوع برنامه ريزي که اغلب تصميم گير ي ها و اختيارات به عهده مديران د ربالاترين سطح سازمان است . ( همان منبع ) در اين تحقيق نمره اي که آزمودني در آزمون محقق ساخته بدست مي آورد .
3 – برنامه ريزي بلند مدت : همان طور که از اسم اين برنامه ريزي مشخص است برنامه اي است که به دفعات راهنماي عمل و رفتار مديران و کارکنان سازمان قرار مي گيرد . در اين تحقيق با استفاده از آزمون محقق ساخته سنجيده مي شود .
4 – برنامه ريزي کوتاه مدت : برنامه ريزي کوتاه مدت معمولاً براي اهداف ويژه در يک دوره زماني معيني طراحي مي شود و براي همان دوره زماني است و در آينده از آن استفاده نخواهد شد . در اين تحقيق نمره اي که آزمودني در آزمون محقق ساخته بدست مي آورد .
5 – برنامه ريز غير متمرکز : در اين نوع برنامه ريزي اصولاً اختيارات در تصميم گيري در سطوح مختلف پراکنده است و تنها در اختيار مديران دربالاترين سطح سازمان نمي باشد در اين تحقيق نمره کسب شده در آزمون محقق ساخته مي باشد .
6 – برنامه ريزي جامع : : برنامه ريزي جامع ، برنامه ريزي در سطح بالاي سازمان است و معمولاً توسط مديريت ارشد سازمان انجام مي شود برنامه ريزي جامع عمدتاً دراز مدت است و تمام برنامه هاي ديگر را تحت تأثير قرار مي دهد دراين تحقيق نمره كه آزمودني در آزمون محقق ساخته كسب مي‌كند .
7 – برنامه ريزي عملياتي :برنامه ريزي عملياتي به فعل در آوردن تصميمات و چهار چوب هاي تعيين شده توسط برنامه ريزي جامع است كه در اين تحقيق توسط آزمون محقق ساخته سنجيده مي شود و نمره بدست آمده از توسط آزمودني از مون محقق ساخته است .
برنامه‌ريزي آموزشي1، برنامه‌ريزي درسي و طراحي آموزشي از مفاهيم عمده در ادبيات آموزشي است. آنچه در پي مي‌آيد مروري دوباره برتعاريف اين سه مفهوم و چگونگي تعامل آنها با يكديگر است.
از آنجا كه برنامه‌ريزي، راه و روشي براي هدايت منظم فعاليت‌هاي انساني براي اهداف و مقاصد مشخصي است و به تعبيري ديگر نقشه راه براي رسيدن به مقصود و جهت‌گيري منطقي براي فعاليت‌هاست منطقاًَ لازم است از نيازها و انتظارات، شرايط و امكانات، منابع و تجهيزات و همچنين موانع و محدوديت‌ها اطلاعات جامع و دقيقي جمع‌آوري كنيم و براي تحقق اهداف مورد نظر، مناسب‌‌‌ترين و مؤثرترين راهبردها را پيش‌بيني و توصيه نماييم.( مترجم وحيدي ، 1375، ص 86)
برنامه‌ريزي آموزشي كه طبعاً به برنامه‌ريزي در حيطه آموزش و پرورش مي‌پردازد، موضوعات اساسي چون هدف‌هاي غايي و كلي با توجه به فلسفه آموزش و پرورش، نيازها، امكانات، منابع و محدوديت‌ها و موانع و همچنين راهبردهاي لازم براي رفع نيازها را دارد. تعريف يونسكو از برنامه‌ريزي آموزشي، عبارت از برداشت علمي و منطقي براي حل مسائل آموزشي است. از اين تعريف نتيجه مي‌گيريم كه برنامه‌ريزي آموزشي، فرايندي است مستمر كه به صورت مجموعه‌اي متشكل و كلي، مجموعه خواسته‌ها و انتظارات و مسائل آموزش و پرورش يك كشور را براساس تدبيري راهبردي و عملي هدايت مي‌كند. درون‌داد اين فرايند، شامل كليه نيازها اعم از نياز فردي و اجتماعي، اولويت‌ها، اهداف و مقاصد براساس سياست‌ها و خط‌ مشي‌هاي مورد نظر، امكانات لازم اعم از مالي و مادي و انساني، اطلاعات و دانش كمك‌دهنده وسايل و ابزارهاي لازم براي تحقق هدف‌هاست.( همان منبع ، ص 89)
فرايند اين كل، خود، مجموعه‌اي از اعمال، فعاليت‌ها، كوشش‌ها و تلاش‌ها در قالب برنامه‌ها، طرح، راهبردها، فنون و تجارب متفاوت و متنوع است و بالاخره برون‌داد اين فرايند صلاحيت‌ها، توانايي‌ها و انتظارات مورد نظر در نظام كلي آموزش و پرورش است. بديهي است كه برنامه‌ريزي آموزشي، خود داراي سطوح گوناگوني است كه ممكن است از سطح بسيار كلي مجموعه نظام آموزش و پرورش كشور تا سطح بسيار خرد مانند مدرسه را تحت پوشش خود قرار دهد. برنامه‌هاي بلندمدت و ميان‌مدت و يا كوتاه‌مدت، سطوح ديگري از اين نظام را در بعد زمان نشان مي‌دهد. هر گونه دانش و اطلاعات، نظريه، راهكار و يا راهبردهاي مشخص در اين چارچوب، ممكن است به روشن‌تر شدن مسائل اين حيطه از نظام آموزش و پرورش كمك كند و وسيله و راهنمايي براي اصلاح، رشد و افزايش كيفي فعاليت‌ها در اين زمينه قرار گيرد.( مترجم سهرابي ،1375، ص 113).
از طرف ديگر، حيطه كار برنامه‌ريزي در تهيه و تدوين محتواي آموزشي براي فراهم‌ آوردن زمينه و امكانات لازم براي برآورده شدن انتظارات آموزشي، يا برون‌داده‌هاي نظام برنامه‌ريزي آموزشي است. از طريق مجموعه فعاليت‌هاي هدفدار و مبتني بر نياز و متكي بر روش‌هاي مناسب است كه مي‌توان به نظريات و نقشه مشخص شده در برنامه‌ آموزشي (طي فرايند برنامه‌ريزي آموزشي) جامه عمل پوشاند0 همان منبع، ص 115) ..
اين مجموعه فعاليت‌هاي هدفدار و نظام‌مند و روش‌مدار، خود، طي يك فرايند منطقي و منظم علمي، چارچوب محتواي آموزش در سطح برنامه‌هاي خرد و كلان آموزشي را طرح‌ريزي مي‌كند و چگونگي سازمان‌بندي محتوا را براي تحقق اهداف مشخص تعيين مي‌كند. بديهي است كه برنامه‌ريزي درسي در سطح كلان (يعني دوره‌ها و پايه‌هاي تحصيلي) تا سطح خرد (يعني يك ماده درسي خاص) نيز داراي چنين چارچوبي است. در اين حيطه، برنامه‌هاي درسي ويژه براي قشر خاصي از مخاطبان آموزشي، در هر دو سطح خرد و كلان ممكن است موضوعات مورد توجه باشند. مرور نظريه‌هاي برنامه‌ريزي درسي به ويژه نظريه‌هاي جديدتر و كاراتر، راهكارها و شيوه‌هاي اعمال نظريه‌ها در محيط‌هاي واقعي آموزش يعني مدارس و كلاس‌هاي درس، عوامل تشكيل‌دهنده محتوا، بحث تعادل روش و محتوا در برنامه‌هاي درسي، راهنماي تهيه و تدوين و يا تأليف محتواي آموزش در هر سطح، از طريق تهيه كتابهاي درسي و كمك درسي، نقش روش‌هاي ياددهي- يادگيري در تحقق اهداف، برنامه‌ها و به ويژه جايگاه و تأثير ارزشيابي در همان راستا، زمينه‌هاي عمده و مورد نظري است كه انتظار مي‌رود براي بحث و تبادل نظر و نقد و بررسي، با پيشنهادهاي مفيد و مؤثر فرهيختگان،‌ كارشناسان و صاحبان علم و انديشه مورد توجه قرار گيرد.( اينترنت 1)
موضوع سوم در اين ارتباط طراحي آموزشي است كه جايگاه خود را با انتخاب يا ابداع روش‌ها و گزينش يا تهيه و تدوين محتوا در هر يك از شرايط خاص (سطوح گوناگون برنامه) با هدف كمك به افزايش درجه تحقق هدف‌ها و نيل به نتايج مثبت يادگيري مشخص مي‌كند. از آنجا كه از طريق طراحي آموزشي مناسب به بهترين وجه مي‌توان بر حصول نتايج مورد انتظار در برنامه اميدوار شد و به تحقق مقاصد و اهداف آموزش دل بست، هرگونه دانش و اطلاعات در زمينه چگونگي شكل‌گيري برنامه‌هاي كلان و يا برنامه‌هاي خرد با ارائه شيوه‌هاي اجرايي و عملي قابليت اعمال دارد. بررسي درجه مفيد بودن يا كارايي الگوهاي متفاوت طراحي آموزشي و درسي، مقايسه تطبيق ساختار و سازمان‌بندي الگوها، روش‌هاي طراحي و نيز شيوه‌هاي نقد و بررسي الگوها و ارائه هرگونه نظريه ابتكاري و نو از موضوعات ضروري و داراي اهميت در اين زمينه است( همان منبع)
1. مديريت مدرسه
تعريف : كاربرد تمام وظايف و فعاليت هاي مديريتي براي اداره مدرسه به عنوان يك سازمان با ويژگي ها، ساختار و اهداف خاص آن.( صبح خيز ،1361 ، ص 28).
2. برنامه ريزي 2
تعريف : برنامه ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميم‌ها.
برنامه ريزي يكي از وظايف مديريت است. برنامه‌ريزي داراي انواع و اقسام مختلفي است و در سطوح مختلف مديريت شكل‌هاي متفاوتي از آن استفاده مي‌شود.
3 برنامه‌ريزي استراتژيك 3
تعريف : برنامه‌ريزي استراتژيك گونه‌اي از برنامه‌ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست.( همان منبع ، ص 32) .
روش‌هاي برنامه‌ريزي آموزشي
روش‌ برنامه‌ريزي آموزشي براساس نيازهاي نيروي انساني
به طور كلي برنامه‌ ريزي آموزشي بعد ازجنگ جهاني دوم يك موضوع مجزا بود و هيچگونه رابطه اساسي با ساير بخش‌هاي برنامه توسعه کشورها نداشت . کم کم روابطي در زمينه امورمالي و برآورد هزينه ها شكل گرفت . برنامه ريزان آموزشي اعلام نمودند كه آموزش فقط يك كالاي مصرفي به حساب نمي‌آيد ، بلكه نمايانگر يك سرمايه‌گذاري است كه براي توسعه اقتصادي معطوف گرديد . در بيشتر حالات ، اولين نشانه رابطه آموزش و اقتصاد در نتيجه تلاشي بود كه براي متناسب ساختن آموزش با پيش‌بيني نيازهاي آتي نيروي انساني صورت گرفت .( سليمي ، 1361، ص 73) .
به منظور افزايش رشد اقتصادي و اجتناب از كمبودها و يا مازادهاي بحراني نيروي انساني ، برنامه‌ريزان مي‌بايد نيازهاي آتي به نيروي انساني ماهررا مشخص نمايند و سيستم‌هاي آموزشي را بگونه‌اي طراحي نمايند كه نيروي كار با مهارت‌ها و دانش فني يا حرفه‌اي لازم تأمين شود . اين موضوع مي‌تواند در سطح كلان براي كل اقتصاد يا در سطح خرد براي يك بنگاه يا صنعت باشد .( همان منبع ، ص 74) .
براساس بررسي هايي كه توسط يونسكو در سال 1968 صورت گرفت ، از 73 كشوري كه برنامه‌هاي آموزشي تدوين كرده بودند60 كشور، برنامه‌هاي آموزشي خود را براساس پيش‌بيني نيازهاي آتي نيروي انساني تهيه كردند . در سال 1970 بيشتر كشورهاي در حال رشد بهمين طريق عمل كردند .( همان منبع ، ص 74) .
ظهور و آغاز برنامه‌ريزي نيروي انساني
در اواخر سال 1950 و اوايل دهه 60 ميلادي، برنامه‌ ريزي نيروي انساني به عنوان بخشي از برنامه‌ريزي توسعه اقتصادي از حمايت زيادي برخوردار گرديد .به نظر مي رسد دو عامل مهم موجب اين افزايش توجه و علاقه گرديد . نخست مطالعات مربوط به رشد اقتصادي كشورهاي صنعتي نشان داد كه در يك دوره طولاني فقط يك قسمت كوچك ازرشد آن كشورها با افزايش سرمايه و نيروي كار قابل توجيه بوده است . بعضي از اين مطالعات نشان مي‌دهد كه بهبود كيفيت نيروي كاربرميناي سطوح آموزشي، به عنوان يك عامل در قسمتي از اين افزايش رشد سهيم بوده است . ثانياً پس از پايان يافتن دوره رژيم‌هاي استعماري، در بسياري از مناطق جهان شرايطي بوجود آمد كه تحت آن شرايط كشورهاي تازه استقلال يافته به بررسي و آزمايش ساختار سازمان‌هاي خود پرداختند و برنامه‌هاي لازم را براي جايگزيني نيروهاي متخصص خارجي با نيروهاي بومي به اجرا در آوردند . اشتياق اين كشورها براي تحقق اين جايگزيني همراه با برنامه‌ريزي‌هاي اين كشورها براي تسريع رشد اقتصادي و پيشرفت در جهت مدرنيزه سازي و دگرگون ساختن شالوده‌هاي اقتصادي ، آنها را به مرحله‌اي رسانيد كه کمبود نيروهاي انساني نيز مي‌توانست خود يك مشكل باشد .( اينترنت 2) .
افزايش سريع نام نويسي در مدارس ابتدايي و متوسطه و آموزش عالي هم به عنوان ثمرات استقلال و هم به عنوان ضرورت تداوم و رشد پرشتاب اقتصادي محسوب مي‌گرديد .
در سال 1950 ضرورت برنامه‌ريزي سيستماتيك براي ميزان و نحوه توزيع سرمايه‌گذاري به منظوردوره زماني طولاني‌تر، به طور وسيعي مورد پذيرش واقع شد .
بخش مركزي برنامه‌ريزي بايد شامل كوشش براي پيش‌بيني تركيب نهايي تقاضاها براي انواع مختلف توليد باشد كه ازطريق تكنيك‌هاي داده و ستاده، اين تقاضاها در ساختار توليد تأثير مي‌گذارند . در سال 1960 به طور فزاينده‌اي احساس گرديد كه موانع برسرراه توسعه ، فقط به ميزان سرمايه‌گذاري بستگي ندارد ، بلكه وجود مهارت‌هاي ويژه براي كار با ساختار جديد سرمايه نيز براي توسعه اقتصادي و آموزشي مي‌بايد به طور سيستماتيك و به طور مشترك انجام پذيرد . به بيان ساده‌تر، اميد يا انتظار طرفداران برنامه‌ريزي نيروي انساني آن بود كه برنامه‌هاي كلي اقتصادي براي رشد مي‌تواند، ميزان نيروي انساني مورد نياز را مشخص نمايد . در رابطه با اين برنامه‌ها و براي تأمين نيروي انساني موردنياز، سيستم آموزشي مي‌بايد توسعه يابد . بدين ترتيب رشد نيروي كارگر ماهر باميزان كلي رشد اقتصادي و تغيير ساختار صنعتي هماهنگ مي‌گردد. منطق اساسي براي تحليل نيروي انساني و برنامه‌ريزي فعاليت‌ها به منظور اجتناب از مازاد يا كمبودهاي كارگري در سطوح مختلف مهارت‌ها صورت مي‌پذيرد.( همان منبع )
نمونه‌هايي از اين كمبودها كه شامل كمبود مهندسين فضايي در اوايل 1960 و كمبود زمين شناس در اواخر 1970 در ايالات متحده بوده ، گزارش شده است. از همين رو ممكن است در كشورهاي در حال توسعه به علت شروع فعاليت هاي جديد صنعتي کمبود بوجود آيد .
ضرورت برنامه ريزي در نظام آموزش و پرورش
الف) توسعه اقتصادي و اجتماعي
از آنجا كه آموزش و پرورش، فعاليتي مداوم، جامع، براي همه، براي رشد و تكامل انسان، غناي فرهنگ و تعالي جامعه تعريف شده است و همواره اينكه آيا آموزش و پرورش مصرفي است يا سرمايه اي و برنامه هاي آن هدف است يا وسيله، مورد بحث صاحب نظران بوده و هست. مطالعات و تحقيقات سونيلسون2، ادينگ3 و الوين4 (1961) كه در مورد 22 كشور انجام داده اند نشانگر آن است كه بين رشد اقتصادي و توسعه آموزش و پرورش، همبستگي و رابطه مستقيمي وجود دارد. يكي ديگر از مطالعات تطبيقي، مطالعات آقايان هاربيسون5 و مايرز6 (1964) در 75 كشور جهان بوده است كه نتايج حاصله نشانگر آن است كه رشد و توسعه اقتصادي به منابع نيروي انساني كارآمد و متخصص نيازدارد كه از طريق آموزش و پرورش بخصوص دوره متوسطه و دانشگاه ها تامين مي گردد. سلو در تحقيقات خود در آمريكا (1949) دريافت كه 87/5 درصد ازدياد بازداده سرانه، معلول پيشرفت دانش و تكنولوژي است. دنيسون در سال 1957 دريافت كه 2 درصد افزايش معلومات كارگران موجب شده كه نرخ رشد درآمد ملي ساليانه در آمريكا به طور متوسط 67 درصد افزايش پيدا كرده است. همچنين براساس مطالعات و تحقيقات كرا ) ( در آمريكا از سالهاي 1909 تا 1949 به اين نتيجه رسيده اند كه 46/6 درصد از رشد درآمد ناخالص ملي آمريكا معلول آموزش و پرورش كارگران و پيشرفت هاي تكنولوژي است( محسن پور ،1385، ص 102) .
. اهميت آموزش و پرورش از قديم مورد توجه اقتصاددانان بوده است. دانشمنداني چون آدام اسميت، جان استوارت ميل و آلفرد مارشال به نقش و اهميت آموزش و پرورش در اقتصاد و برعكس آن واقف بوده و مطالعات و تحقيقاتي را انجام داده اند و آنان به اين نتيجه رسيده اند كه با ارزش ترين نوع سرمايه گذاري، سرمايه گذاري در انسان هاست.در نهايت به اين نتيجه مي رسيم كه آموزش و پرورش، هم مصرفي است و هم سرمايه اي (ديربازده) هم وسيله است و هم هدف. هم مستقل است و هم وابسته به ارگان ها و سازمان ها و نهادهاي ديگر. لذا اولين سوال در اذهان اين است كه آيا برنامه ريزي كوتاه مدت، ميان مدت و درازمدت در آموزش و پرورش ضروري و مفيد است يا خير؟ مطمئنا جواب مثبت خواهد بود چون پيشرفت و ركود، توسعه و ضعف اقتصادي، اجتماعي و تكنولوژي به ميزان برنامه ريزي و عملكرد مثبت و يا منفي آموزش و پرورش بستگي دارد.( همان منبع ، ص 103) .
ب) تحولات اقتصادي و اجتماعي
در عصر حاضر، تحولات و دگرگوني هاي اجتماعي و اقتصادي در جامعه به علت رشد علم و تكنولوژي7 به حدي است كه هر سازمان يا نهادي كه نتواند خود را به آخرين تحولات، تغييرات و دگرگوني هاي جهاني برساند، حيات و بقاي خود را از دست خواهد داد. تحولات و دگرگوني با توجه به پيشرفت علم و تكنولوژي مستلزم نوآوري، خلاقيت، نوآوري در محصولات و خدمات جديد مي باشد.( مشايخ ، 1386، ص 218) .
وظيفه آموزش و پرورش، اشتغالزايي نيست بلكه تربيت نيروي انساني كارآمد و كارآفرين است كه بتواند به صورت هدفمند با كسب مهارت هاي لازم، مشاغل جديد را به تناسب نياز جامعه خلق و عملي سازد.( همان منبع ، ص 218) .
“ادوين لند” وقتي شركت پولارويد را در انباري راه انداخت، دو دهه بعد نخستين دوربين عكس فوري خود را روانه بازار كرد. او از هيچ، شركتي ساخت كه نه تنها باعث هزاران فرصت شغلي جديد شد بلكه دوربيني به دنيا عرضه كرد كه فشار يك دكمه آن مصرف كنندگان را در تمام دنيا ذوق زده كرد. بنابراين براساس نظريه “ماكس وبر” آموزش و پرورش در ايجاد تحولات ارزشمند از طريق تربيت نيروي انساني كارآفرين نقش مهمي دارد. آموزش و پرورش علاوه بر تربيت نيروي انساني كارآفرين براي توسعه اقتصادي و تحولات اجتماعي مي تواند باورها و ارزش ها را در دانش آموزان با اعتماد به نفس، تقويت هويت مذهبي و ملي و تشويق به كارهاي خلاقانه در جامعه فراهم نمايد كه همين امر سبب رشد و بالندگي، رقابت و تحول در اجتماع خواهد شد.( سعادت ، 1386، ص 85) .
ضرورت برنامه ريزي
چون آموزش و پرورش بارور، خلاق و سازنده امري است حياتي در كشور، بايد براي پيشرفت كشور (توسعه اقتصادي، اجتماعي) و رسيدن به تحولات موجود در جهان و بازنماندن از علم و تكنولوژي جهاني، راهبردها و تدابير علمي و منطقي به صورت برنامه ريزي هاي كوتاه مدت ميان مدت و بلندمدت تدوين و اجرا نمود .بايد براساس چشم انداز 20 ساله كه توسط كارشناسان و متخصصين تهيه و تدوين گرديده است برنامه ريزي كرد. يكي از ضروري ترين اقدامات اين است كه حوزه ستادي بايد از كارهاي روزمره و خسته كننده كاملابه دور باشد و همواره با طراحي، سياستگذاري و برنامه ريزي، آينده نظام و كشور را تضمين كند، متاسفانه كارهاي ستادي و صف مجزا و روشمند نيست و تداخل كاري در تدوين اولويت ها، راهبردها، طرح ها و برنامه ها وجود دارد، برنامه ريزي آموزش و پرورش با مشخص ساختن هدف ها و اولويت هاي آموزشي كشور و كشيدن نقشه و طرح هايي براي رسيدن به آن اهداف سروكار دارد.(وحيدي ، 1373، ص 78) .
در كتاب يونسكو8 به نام برنامه ريزي آموزش و پرورش آورده شده است؛ برنامه ريزي آموزش و پرورش برداشتي است منطقي وعلمي براي حل مسائل آموزشي مشتمل بر تعيين هدف ها و منابع بررسي راه هاي رسيدن به اهداف و بالاخره پياده كردن برنامه براساس شناسايي وضع كنوني و روند آن. البته صاحب نظران تعليم و تربيت و تعليم معتقدند كار برنامه ريزان تعيين هدف ها نيست بلكه تدبير وسايل براي رسيدن به اهداف است.( همان منبع ، ص 79)
اگر تعيين اهداف در سطوح و مراحل ديگري انجام گيرد دليل بر جدايي هدف با برنامه نيست بلكه تعيين هدف مبناي برنامه ريزي است. در رويكرد مديريت برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و كنترل آورده شده است اگرچه همه فراگردها داراي كاركرد مهم و جداگانه اي هستند اما در اصل كاركرد مديريت به دو صورت تصميم گيري، برنامه ريزي و اجراي تصميم شامل سازماندهي، هدايت (رهبري) و كنترل (نظارت) مي باشد. لذا برنامه ريزي اهميت و ارزش ويژه اي در مديريت دارد.( جمشيدي ، 1385، ص 114) .
مجموعه فعاليت هاي لازم براي برنامه ريزي در آموزش و پرورش:
1) شناخت امكانات و منابع انساني و غيرانساني موجود 2) تعيين و تعريف اهداف و مشخص كردن مراتب و درجه بندي آنها 3) بررسي و پيش بيني منابع و امكاناتي كه به تحقق اهداف كمك مي كند. 4) تشخيص و تعيين فعاليت ها و اقدامات لازم براي رسيدن به اهداف 5) تعيين خط مشي ها و روش هاي عملياتي( همان منبع ، ص 115) .
2) فوايد برنامه ريزي در آموزش و پرورش:
1) جهت دهي به كار معلمان و مديران براساس چشم انداز موجود 2) عطف توجه بيشتر معلمان و مديران براي وصول به اهداف سازمان 3) پرهيز از فعاليت هاي تكراري و روزمره 4) ايجاد هماهنگي و همكاري بيشتر بين واحدها 5) شفاف سازي فعاليت هايي براي تسهيل و تسريع فعاليت هاي آموزش و پرورش( فيوضات ، 1385، ص 70) .
انواع برنامه ريزي در آموزش و پرورش:
1 – برنامه ريزي از نظر زمان:كوتاه مدت از يك تا 5 سال مي باشد.،ميان مدت از 5 تا 10 سال مي باشد.
بلندمدت از 10 تا 20 سال مي باشد.(همان منبع ، ص 70) .
-2 برنامه ريزي از نظر حيطه و دامنه فعاليت: 1 – برنامه ريزي كلان9 2 برنامه ريزي خرد10 3 – برنامه ريزي محلي -11 4 – برنامه ريزي ملي12 5 – برنامه ريزي جامع 13 6 – برنامه ريزي ويژه14 البته بعضي از اين برنامه ريزي هاي ممكن است در هم ادغام شده باشند مثل برنامه ريزي ملي با جامع و…(زندي پور ، 1384، ص 128) .
-3 برنامه ريزي از نظر چگونگي عمل: متمركز- الزامي: بيشتر در كشورهاي سوسياليستي معمول است.ارشادي- ترغيبي: بيشتر در كشورهاي پيشرفته بوده و ايالت ها، استان ها و مناطق اختيارات بيشتري دارند.مشكل گشايي- موردي: بيشتر در كشورهاي جهان سوم مرسوم است كه هدف آن بيشتر رفع مشكلات موردي و اصلاحات است و بنا به ضرورت براي توسعه جهشي صورت مي گيرد.( همان منبع ، ص 129) .
-2 برنامه ريزي استراتژيک(راهبردي):
برنامه ريزي بلند مدت براي نيل به يک فراديد يا چشم انداز آتي برتر براي يک سازمان، مدرسه يامنطقه آموزشي است . اين برنامه ها به توصيف آنچه قرار است تحقق يابند مي پردازند . برنامه هاي راهبردي پس از تکميل در اختيار برنامه ريزان تاکتيکي قرار مي گيرند . برنامه ريزي تاکتيکي به عناصر و جزئيات انجام کار براي تحقق هدفهاي راهبردي اشاره مي کند.( آوانكي ، 1385، ص 96) .
برنامه ريزي آموزشي
از برنامه ريزي آموزشي تعاريف گوناگوني شده است ، که از برداشتهاي متفاوت صاحبنظران نسبت به مقوله برنامه ريزي آموزشي ناشي مي شود. برخي برنامه ريزي آموزشي را آينده نگري ونقشه کشيدن براي آينده آموزش وپرورش مي دانند. عده اي آن را پيش بيني نيازهاوتخمين منابع براي تحقق اهداف از پيش تعيين شده تلقي مي کنند. به تعبير گروهي ديگر برنامه ريزي آموزشي ، يعني تصميم گيري درباره آينده آموزش وپرورش.در اصطلاحنامه مرکز منابع اطلاعات آموزشي، آمده است ،برنامه ريزي آموزشي، يعني فرايند تعيين اهداف، روشها، فعاليتها، منابع وبرنامه هاي موسسات آموزشي.( جمشيدي ، 1388، ص 8) .
برنامه‌هاي درسي ، مهم‌ترين مؤلفه نظام آموزش عالي هر كشوري محسوب مي شوند. ميزان توانايي اساتيد در امر تدريس ارتباط معني داري با ميزان آگاهي آنان از امر برنامه ريزي درسي دارد . به همين دليل فرايند تدوين اين برنامه‌ها و به ‌ويژه شركاي اصلي كه بايد در تدوين آن مشاركت داشته باشند، طيف وسيعي از ادبيات برنامه‌ريزي درسي را به خود اختصاص مي‌دهد. توجه به لزوم برنامه ريزي درسي و دقت در اجزاء تشكيل دهنده آن به عنوان يك سيستم و مجموعه ،نشانگر حساسي از سازمان فكري و روند آموزشي اساتيد مي باشد
مراحل تدوين برنامه آموزشي : به دو مرحله کلي تقسيم مي شود ؛ فعاليت هاي پيش ازبرنامه ريزي و مرحله تدوين برنامه ؛ فعاليت هاي پيش از تدوين برنامه ؛گردآوري اطلاعات ( همان منبع ، ص 19) .
برنامه ريزي آموزشي داراي ويژگي هاي زير است:
?.انعطاف پذيري:انعطاف پذيري به ميزان تجربه پذيري فرد در مقابل محرکات گفته مي‌شود. يک ويژگي شخصيتي که در افراد مختلف درجات آن متفاوت است و نوع واکنش افراد در مقابل تجارب جديد نشان مي‌دهد.( مترجم ، رضوي ، 1346، ص 85)
?.هدف داربودن:هدفدار بودن‌ مدير آموزشي‌ دو جنبه‌ دارد يكي‌مربوط به‌اهداف‌ نظام‌ و سازمان‌ آموزشي‌ و ديگري‌ هدفدار بودن‌ خود مدير است‌( همان منبع ، 86) .
?.آينده نگري:4 .استمرار:
?.تصميم گيري:انسان در مسير زندگي خود با انواع مسائل و مراحلي مواجه مي‌شود که ناگزير از تصميم گيري است. تصميم گيري نقش گسترده‌اي در زندگي آدمي دارد. از تصميم گيريهاي جزئي در امور کوچک گرفته، تا تصميم گيريهاي بسيار بزرگ و پراهميت. برخي از تصميم گيريها چنان به راحتي صورت مي‌گيرند که شايد ما چندان توجهي به آنها نمي‌کنيم، اما در مقابل مسائلي نيز در زندگي وجود دارند که اقدام به تصميم گيري در مورد آنها شايد مدت زمان طولاني وقت لازم داشته باشد. در هر حال اهميت اين تصميم گيريها به لحاظ اهميتي که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسيار زياد است و چه بسا تعلل در شناخت راههاي تصميم گيري بهتر ، عواقب جبران ناپذيري را براي فرد به بار آورد.(محسني ، 1364، ص 148)
ويژگيهاي برنامه ريزي به روش نوين
ويژگي اول : توجه به آينده در كنار توجه به حال و گذشته
برخلاف اكثر برنامه ريزي ها كه يا فقط به آينده و يا به گذشته توجه دارند. در اين نوع برنامه ريزي كانون توجه بر سه زمان گذشته ، حال و آينده است . توجه به گذشته و حال كمك شاياني در شناخت خودتان از نظر استعداد، توانايي ها و پشتكار و… دارد. و اين مسأله به شما كمك مي كند تا برنامه ريزي آينده خودتان را بر پايه ي اين شناخت استوار سازيد.( مترجم ، نائلي ، 1361، ص 119) .
همچنين با توجه به حال و گذشته كه با توجه به ارقام درج شده در صفحه ي ارزيابي بدست آورده ايد، مي توانيد برنامه ي آينده تان را واقع بينانه تر طرح ريزي كرده و آنرا اجرا كنيد. ( همان منبع ف ص 119) .
ويژگي دوم : انعطاف پذيري بالا و پويايي آن
همانطور كه بعداً خواهيد ديد در اين نوع برنامه ريزي در مرحله ي تهيه ي برنامه و اجراي آن انعطاف پذيري بالايي وجود دارد. وجود انعطاف پذيري در برنامه به شما امكان مي دهد در هر زمان كه در حال اجراي برنامه هستيد، در همان زمان (با توجه به زمان حال و موقعيت هاي غيرمنتظره ) برنامه ي تان را تغيير دهيد. [ البته ملاك تغيير دادن برنامه يا عدم تغيير آن ، افزايش بهره وري مطالعه و استفاده از زمان مي باشد. ( مازار ،



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید