چکيده
بروسلوز يکي از مهمترين بيماريهاي زئونوز ميباشد که يکي از مهمترين عوارض اين بيماري ايجاد آسيب جفتي و سقط جنين در اکثر ميزبانان خود ميباشد.
هدف از تحقيق مشاهده و عوارض بيماري بروسلوز ناشي از بروسلا آبورتوس بر روي جنين موش بوده و فرضيه بر احتمال ايجاد سقط جنين در موش بوده است.
اين تحقيق در بخش بروسلوز موسسه واکسن و سرمسازي رازي انجام شد. تعداد 15 عدد موش سوري نژاد BALB/C باردار را در قالب 3 گروه، در روز 5-6 بارداري با تزريق درون صفاقي 56 ميکرو ليتر محلول PBS محتوي psu 105.7 از باکتري بروسلا آبورتوس بايوتايپ 3 آلوده کرديم. دو گروه در روزهاي پاياني بارداري کالبد شکافي شدند و يک گروه زنده نگه داشته شدند تا سقط يا عدم سقط مشخص شود در 2 گروه کالبد شکافي شده کبد، طحال، ريه، و جفت مورد بررسي قرار گرفته شدند
تا از ابتلاي موشها به بروسلوز اطمينان حاصل شود. نتيجه بدست آمده مثبت بود پرخوني در رگهاي منتهي به جفت و خود جفت و سفت شدن بافت جفت همراه با تغيير رنگ (خاکستري تيره)، مشاهده شد که نشانگر تجمع ترجيهي بروسلا در اين مکانها است. دليل اين تجمع وجود اريتريتول نبوده و احتمالا کاهش سطح ايمني در جفت و وجود سلولهاي حساس، باعث بوجود آمدن اين شرايط باشد. در موشهايي که زنده نگه داشته شد، هيچ سقط يا مرگ جنيني مشاهده نشد و نوزادان در شرايطي به دنيا آمدند که همگي بروسلوز را از مادرشان دريافت کرده بودند.
بروسلوز يا تب مالت در موش آزمايشگاهي، بروسلوز نشخوار کنندگان و انسان را شبيه سازي ميکند و براي بررسي و مطالعه نوترکيبي بروسلاآبورتوس در آسيب شناسي جفت مدل مناسبي است.
کلمات کليدي: بروسلا آبورتوس، بروسلوز، موشهاي باردار، جفت، آسيب شناسي جفت.
مقدمه
بروسلوز يا بچه اندازي واگير دام که از مهمترين و سمج ترين بيماريهاي مشترک (زئونوز) با گسترش جهاني و طيف وسيع ميزباني است(5، 8، 15، 22، 26، 35، ) بروسلوز در انسان به اسامي تب مالت، تب مديترانهاي، تب جبل الطارق، بيماري هزار چهره، تب مواج، بيماري مليتوکوکسي و در دامها به عنوان سقط جنين واگير دار و در گاو مرض بانگ(BUNG) ناميده ميشود.(3، 31، 36، 46، 49، 51، 54، 66، 74، 76).
امنيت غذايي و سلامت جامعه از مهمترين هدفهاي مورد تهديد اين بيماري است، بدين جهت بيماري در جوامع بشري توجه دولتمردان و متخصصين را متوجه خود کرده است، طوريکه امروزه توفيقات علمي بشر و تلاشهاي مستمر و مدبرانه دست اندرکاران در مبارزه با اين زئونوز به کنترل يا ريشه کني بيماري در بسياري از کشورهاي دنيا انجاميده است(14، 15، 40، 47)
اما با وجود گزارشات رسمي از کاهش درصد ميزان شيوع بيماري در کشور برابر با گزارشات هنوز بيماري بعد از 40 الي 50 سال مبارزه و پيشگيري، از معضلات مهم بهداشتي و اقتصادي جامعه ما و بعضي از کشورهاي خاورميانه، جنوب آسيا، آفريقا و آمريکاي لاتين محسوب ميشود(7، 11، 26،).
بيماري بوسيله باکتريهاي متعلق به جنس بروسلا ايجاد ميگردد. اعضاي اين جنس متشکل از 6گونه کلاسيک بوده که اين گونهها را با توجه به واکنشهاي فنوتيپي ميتوان به 18 بايوار مشخص متمايز نمود. گونههاي آبورتوس با 7 بايوار و مليتنسيس با 3 بايوار و سوئيس با 5 بايوار، کنيس با 1 بايوار به ترتيب در ميزبانان اصلي خود يعني گاو، گوسفند و بز، خوک(روباه، خوک، گوزن، جوندگان) و سگ ايجاد عفونت نموده و سقط جنين واگير، نازايي، کاهش شير، کاهش وزن و نا باروري ميگردند و ضمنا براي انسان که ميزبان ثانويه يا تصادفي است، نيز بيماريزا ميباشند(3، 8، 11، 23، 35، 36، 68).
گونه بروسلا اويس در قوچها موجب تورم اپيديديم و گونه بروسلا نئوتومه تنها گونه ايست که در ميزبان اصلي موش درختي يا جنگلي ايجاد بيماري مشخص نميکند، 2گونه اخير داراي محدوديت بيشتر ميزباني هستند(46، 51، 70).
گونه بروسلا ماريس که اخيرا از پستانداران دريايي جدا شده، داراي 2 تيپ ميباشند که با روشهاي کلاسيک قابل طبقه بندي نيست (22،3،42،) در صورتيکه سويههاي گونههاي کنيس و اويس داراي پرگنههاي خشن و سويههاي صاف به پرگنههاي خشن تبديل شوند، خاصيت بيماريزايي آنها کاسته و يا از بين ميروند.(26)
نکته در خور توجه گزارش بيماري در شتر، اسب، گاوميش، سگ، وحوش، ماکيان، جوندگان و بندپايان در ايران و دنياست، که ميتوانند حکايت از وجود مخازن و کانونهاي انتشار بالقوه بيماري بشمار آيند، خصوصا که در گونه بروسلا سوئيس ميزبانان ترجيهي ديگري غير از خوک از جمله روباه اروپايي، گوزن، جوندگان و خرگوش وجود دارد و جدا شدن گونه جديد ماريس از پستانداران دريايي در کشورهاي صنعتي در شکل بيماري باز پديد، همه اينها ميتوانند زنگهاي خطري جدي از احتمال گزينش ميزبانان جديد باز پديد، همه اينها ميتوانند زنگهاي خطري جدي از احتمال گزينش ميزبانان جديد ترجيهي براي بروسلا به حساب آيند.
اين ارگانيسم در احشام باردار باعث بوجود آمدن يک عفونت مزمن ميشوند و به شکل ترجيهي به درون سلولهاي کوريوآلانتوئيکي جفت وارد ميشوند و نوترکيبي آنها در ان محل باعث الهاب جفت، مرگ جنين و سقط ميشود.(82)
عليرغم تفاوتهاي آناتوميکي در جفت سازي نشخوارکنندگان حساس به بروسلوز و جوندگان، شباهتهاي جالب توجهي در بررسيهاي پاتولوژيکي عفونت بروسلا در بافت جفت در هر 2 گروه يافت ميشود بنابراين آشکار است که موش باردار گزينه بسيار مناسبي براي مطالعه پاتولوژي و مقايسهاي در بيماري تب مالت ميباشد.
اين باکتري عامل مهمي در سقط جنين ميزبانان خود ميباشد، مثلا در گاو گوسفند، بز، خوک و… قطعا باعث سقط جنين ميشود ولي در مورد انسان و موش گزارشات ضد و نقيض ميباشد، برخي معتقدند اندک درصدي احتمال دارد بروسلوز در آنان باعث سقط جنين ميشود به همين دليل بر آن شديم تا تاثير باکتري Brucella abortus را در موشهاي سوري آبستن نژاد balb/c بررسي کنيم.
اهداف طرح:
1_ بررسي علايم بروسلوز در موشهاي آبستن
2_ بررسي و مقايسه رفتاري در موشهاي باردار آلوده و سالم
3_ مشاهده نوع زايمان موشهاي سالم و مقايسه آن با زايمان يا سقط در موشهاي آلوده
4_ مقايسه نوزادان تازه به دنيا آمدهي سالم و آلوده
5_ کالبد شکافي موشهاي باردار آلوده و سالم و مقايسه جنينها
6_ تهيه کشت ميکروبي از جفت، طحال، کبد و ريه موشهاي آلوده براي اطمينان از آلوده بودن آنها
7_ ايجاد يک بانک اطلاعاتي در مورد بروسلوز و باکتري بروسلا آبورتوس جهت استفاده دانشجويان علاقهمند به مبحث بروسلوز در مقاطع گوناگون بالاخص کارشناسي ارشد.
کلياتي در مورد بروسلوز
مشخصات باکتري:
بروسلا ها از نظر ژنتيکي در زير کلاس ?2 از کلاس پروتوباکتريا قرار دارند(26، 37، 52، 60، 65، 77) هرچند که وجود تشابه DNA در گونههاي بروسلا در گذشته سبب مطرح شدن بروسلاها در گونهي واحدي به نام بروسلا مليتنسيس شد (51، 52، 23،). اما امروزه با استفاده از روشهاي نوين مولکولي، وجود پلي مورفيسم در بين گونهها و حتي بايوتايپهاي بروسلا نشان از تطابق يا نزديک شدن دوباره تقسيمبندي جديد با تقسيم بنديهاي رايج بيوتايپينگ (فاژتايپينگ و اکسيداتيو متابوليک تست) که همراه با ترجيهات ميزباني صورت ميگرفت، دارد.(26، 32، 39، 43، 50، 75،)
در تقسيم بندي جديد همانند روش کلاسيک جنس بروسلا داراي 6 گونه و 18 بايوتايپ بعلاوه يک گونه جديد ميباشند که از ديدگاه اپيدميولوژي حائز اهميت است(36، 58).
بروسلا ها، کوکوباسيلهاي کوچک انفرادي يا جفت جفت با زنجيرهاي کوتاه ميباشند. بروسلاهاي هوازي و برخي سويه ها ميکروآئروفيليک، غيرمتحرک، داراي ميکرو کپسول نازک ولي گاهي بودن کپسول بحساب ميآيند، به استثناي بروسلا اويس بقيه بروسلا ها کاتالاز، اکسيداز، اورهآز و نيترات مثبت ميباشند. اين باکتري فاقد اسپور بوده و آزمايش VP (Voges-proskauer)، MR اندول، هيدروليز ژلاتين، مصرف سيترات، توليد اسيد در آگار حاوي گلوکز و تخمير لاکتوز در محيط مکانيکي، منفي هستند، در محيط شير تورنسل دار تغيير ايجاد نميکنند و روي آگار خوندار هموليز ايجاد نمينمايند. به استثناي بروسلا نئوتومه ساير بروسلاها معمولا تاثير روي کربوهيدراتها ندارند. از نظر متابوليسم بروسلاها در محيط کشت اکسيداتيو بوده و فرمانتيو نيستند(3، 22، 25، 71).
تشخيص تفريقي گونههاي بروسلا از بعضي باکتري گرم منفي که داراي شباهتهايي با بروسلا هستند را ميتوان بر اساس واکنشهاي سرولوژي، بيوشيميايي و مورفولوژي از هم تشخيص تفريقي داد.
اندازه بروسلاها بين 6/0 تا5/1 طول و 5/0 تا 7/0 ميکرون عرض، متغيير ميباشند. در گسترشهايي که از ترشحات مرضي گرفته ميشود گاهي بصورت دسته جمعي قرار ميگيرند ولي در محيطهاي کشت عموما بطور مجزا از يکديگر ديده ميشوند. بروسلاها گرم منفي بوده و به اسيدهاي ضعيف مقاوم مياشند، با روشهاي رنگآميزي کاستر و موديفيه شده ذيل نيلسون بهتر رنگ ميگيرند.
بجز بروسلا کنيس و اويس بقيه گونهها در شکل بيماريزا داراي کلني صاف ميباشند. آنتيژنهاي سطحي بروسلاهاي صاف حاوي آنتيژنهاي (A&M) که کمپلکس ليپوپلي ساکاريدي است، ميباشند. مقدار اين آنتيژنها در گونههاي مختلف متفاوت ميباشد. علاوه بر ليپوپلي ساکاريدها، پروتئينهاي غشاء خارجي در زمره آنتيژنهاي عمده سطحي بروسلاها ميباشند(3، 22، 26، 51)
اين باکتري داراي اندوتوکسين بوده و انگل اختياري داخل سلولي است که در سلولهاي ميزبان متمايل به جايگزيني در سيستم رتيکلوآندوتليال و دستگاه تناسلي ميباشند(3، 6، 76).
براي رشد نياز به اسيدهاي آمينه بيوتين، تيامين و نيکوتينآميد دارند، بروسلا آبورتوس و اويس در جداسازي اوليه از نمونههاي مرضي به 5 تا 10 درصد CO2 براي رشد احتياج دارند(3، 22، 26، 51). باکتري قابليت رشد در PH بين 6/6 تا4/7 و دماي بين 20 تا 40 درجه سانتيگراد را دارا ميباشند، مناسبترين دماي رشد 37 درجه سانتيگراد ميباشد (3، 22، 36، 51). بروسلاها داراي دو کروموزوم مستقل بزرگ و کوچک ميباشند که در تمام فعاليتهاي حياتي باکتري هر دو کروموزوم نقش دارند(26). بروسلاهاي صاف در محيط کشت غني در مدت دو تا پنج روز پرگنههاي صاف، کوچک، محدب، درخشان مايل به آبي کمرنگ ظاهر مينمايند(61). بروسلاها در برابر خشک شدن نسبتا مقاوم بوده و قادرند مدتهاي طولاني بويژه در دماي پايين در مواد بيولوژيک زنده بمانند(61).
پرگنههاي سويههاي خشن: گرانوله، زرد رنگ، مات و شکننده ميباشند.
پرگنههاي موکوئيدي: درخشان، سبز رنگ، لزج و چسبنده
و پرگنههاي بينابيني: مات تر و گرانوله تر از پرگنههاي صاف ميباشند، بروسلاهاي صاف گاهي در شرايط نامساعد محيطي به اشکال خشن، بينابيني و گاهي در شرايط مساعد به اشکال صاف تبديل ميشوند، اما تغييرات آنتي ژنيکي قبل از ايجاد تغيير شکل پرگنهها بهوقوع ميپيوندند(3، 35، 36، 45، 46).
ضدعفوني کنندههاي معمولي روي بروسلاها موثرند و پاستوريزاسيون شير باعث از بين رفتن باکتري ميشود(36، 51) بروسلا آبورتوس و سوئيس و نئوتومه گاز سولفيد هيدروژن توليد ميکنند(36، 46، 58).
رشد بروسلاها در محيطهاي مايع نسبتا ضعيف بوده و احتمال خشن شدن پرگنههاي باکتري بدليل کاهش فشار اکسيژن و ترشح بيشتر اسيدآمينه آلانين ميباشد.(3، 22، 36، 46)
محيطهاي مناسب بروسلا شامل بروسلا آگار، سرم دکستروآگار، محيط فارول، محيط اصلاح شده براد فورد، محيط مايع برودي ويسنتون، محيط اصلاح شده تاير مارتين، تريپتوز سوي آگار، گليسيرين دکستروز آگار، بروسلا براس، ژلوز سيبزميني، محيط کاستاندا… ميباشند(36)
شکل 1-1 باکتري بروسلا آبورتوس
جدول شماره 1-1: مشخصات گونههاي بروسلا
کنيسنئوتومهاويسمليتنسيسسوئيسآبورتوس-+-+++آگلوتيناسيون با آنتي سرم صاف+-+—آگلوتيناسيون با آنتي سرم خشن——تخمير لاکتوز در محيط مکانيکي——هموليز در آگار خوندار——توليد اسيد در آگار حاوي گلوکز——حرکت در 37 درجه——حرکت در 22 درجه++-+++واکنش اکسيداز++-+++واکنش اورهآز ++-+++واکنش نيترات——مصرف سيترات (35)
راههاي انتقال بروسلوز
الف) به انسان
1- خوردن مواد آلوده مثل شير، مواد لبني غير پاستوريزه و سبزيجات از طريق گوارشي.
2- استنشاق آئروسلهاي آلوده ( بخصوص در محيطهاي آلوده) از راه تنفسي.
3- از طريق تماس مستقيم پوست آسيب ديده با ماحصل حاملگي و ترشحات رحمي و مواد آلوده از راه جلدي.
4- از طريق غشاهاي مخاطي، نظير ملتحمه چشم با مواد آلوده.
5- از طريق انتقال خون و پيوند اعضا که بهندرت صورت ميگيرد.
6- از طريق تماس جنسي که در انتقال بيماري از انسان به انسان نادر است. نوزادان ممکن است از طريق خوردن شير مادران مبتلا آلوده شوند.
7- از طريق تزريق تصادفي با سوزنهاي آلوده در آزمايشگاه يا هنگام واکسيناسيون.(3، 12، 17، 20، 22، 26، 46، 66، 68)
ب) به حيوانات
1- از طريق خوردن مواد آلوده نظير شير، گوشت، جفت، ادرار، جنين سقط شده و ساير مواد آلوده
کننده مانند آب و علوفه.
2- از طريق مقاربت و تلقيح مصنوعي با اسپرم يا وسايل آلوده.
3- انتقال از طريق استنشاق آئروسلهاي آلوده از راه تنفسي.
4- انتقال از طريق ناقلين بروسلوز نظير کنهها (1).
5- از طريق مخاطات و خراشهاي پوستي از جمله ملتحمه چشم و کارتيههاي پستاني از طريق
تماس با مواد و ترشحات آلوده.(1، 2، 3، 4، 7، 11، 13، 27، 35، 36، 68)
جنس بروسلا:
الف) بروسلا آبورتوس (Brucella abortus)
از 175 کشور جهان در 120 کشور وجود داشته که 21 کشور تا سال 1992 پاک شده اند، 45 کشور در حال کنترل و ريشه کني و 14 کشور داراي قرنطينه و 31 کشور در حال کنترل و قرنطينه شديد در مرزهايشان هستند(51).
با وجود آنکه کميته فرعي طبقه بندي جنس بروسلا در اولين اجلاس خود بر اساس مجموعه کشتهاي موجود در آن زمان در سال 1962 تعداد 9 بايوتايپ براي بروسلا آبورتوس تعييين نموده ولي امروزه بايوتايپ 7و8 اعتبار ندارند زيرا بايو تايپ 8 از سال 1987 از ليست بايوتايپهاي بروسلا حذف و در ششمين اجلاس کارشناسان بروسلوز FAO/WHO مورد تاييد قرار گرفت و سويه رفرانسي هم نداشته است (36، 51).
سويه رفرانس 75/63 بايوتايپ 7 بروسلا ابورتوس کشت مخلوطي از بايوتايپهاي 3 و 5 بروسلا آبورتوس در نظر گرفته شده است که بهوسيله آلتون و همکاران از سال 1988 عملا حذف شده هرچند که هنوز در بعضي مناطق بايوتايپ 9 را مساوي 7 داخل پرانتز نشان ميدهند. لذا بروسلا آبورتوس داراي 7 بايو تايپ است. گونه و بايوتايپهاي بروسلا آبورتوس بر اساس فاژتايپينگ (جدول شماره(1-6) و يا اکسيداتيو متابوليک تست ( جدول شماره(1-7) در بايوتايپينگ مشخص ميشوند.
بروسلا آبورتوس معمولا براي گاو بيماريزا بوده و باعث سقط جنين، کاهش شير، کاهش وزن و باروري ميگردد ليکن ممکن است به حيوانات ديگري ازجمله گاوميش، بز، خوک، گوسفند، شتر، اسب، الاغ، گوزن، سگ، مرغ، بوقلمون، انسان، جرب، کنه و … منتقل ميشود.(1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 16)
بايو تايپهاي 1، 2، 3، 4، 5، 6 و 9=7 از ايران گزارش شده است که بايوتايپ 3 بيشترين فراواني و پراکندگي را به خود اختصاص داده بطوريکه در بررسي نگارنده بين سالهاي 1350 با 1378 در انستيتو رازي از مجموع 2384 سويه آبورتوس جدا شده، بايوتايپ 3 با 1849 سويه، بايوتايپ 5 با 345 سويه، بايوتايپ 7 با 70 سويه، بايوتايپ 1 با 73 سويه، بايو تايپ 2 با 39 سويه و بايوتايپ 4 با 6 سويه و بايو تايپ 6 با 1 سويه به ترتيب فراواني گزارش شده است. جدول شماره())
جدول شماره 1-2: تايپينگ سويههاي بروسلا آبورتوس جدا شده در سالهاي 1350-1378
بروسلا
آبورتوس
سال
12345687=(9)مجموع1359-1350453913095328116317911369-136027-243116–72941378-13701-297-1—2991378-135073391849634511702384* امروزه بايوتايپ 7 و 8 از ليست بايوتايپهاي بروسلا آبورتوس حذف شده و بايوتايپ 7=9 قرار گرفته است.رفرانس(8)
در سالهاي اخير عموما بايوتايپ 3 و سپس بايوتايپ 5 از نقاط مختلف کشور از گاو و مواردي از گوسفند و بز و فراوردههاي دامي جدا شدهاند.
از بين 1014 نمونهء سقط شده جنين گوسفند و بز که در سال 1373 تا 1375 به انستيتو رازي ارجاع شده است، تعداد 488 نمونه بروسلا مثبت بودهاند که از اين تعداد 2سويه بايوتايپ 3 آبورتوس ( معادل4%) شناسايي شده است.(5) در مطالعه علل بچه اندازي در گاوداريهاي اطراف تهران از 433 نمونه سقط 131 مورد بروسلا جدا شده که بين 30 تا 38 درصد مورد سقط را بروسلوز بخود اختصاص داده که بايوتايپ 3 با 109 سويه بيشترين فراواني و بايوتايپ 5 با 10 سويه، بايوتايپ 7=9 با 9 سويه، بايوتايپ 1 با 1 سويه به ترتيب فراواني گزارش شده است که در همين مطالعه بايوتايپ 1 مليتنسيس نيز با 9 سويه از گاو جدا شده است(7).
ورژه و همکاران در سال 1985 سويههاي بروسلا را تحت گونه واحد بروسلا مليتنسيس پيشنهاد کردند در حالي که خانم مير در سال 1990(فالوچارت1) معتقد بود که پيشنهاد ورژه و همکاران در آن سال از نظر تکاملي اين جنس اشتباه بوده است و بروسلا بايوتايپ 2 به دليل نياز به سرم و CO2 5 تا 10% و نياز به مدت زماني طولاني براي رشد و عدم رشد در محيطهاي حاوي رنگهاي تيونين و فوشين در غلظتهاي استاندارد نياي مشترک بروسلاها ميباشد. الگوهاي پيشنهادي ورژه و مير از نظر سير تکاملي اين جنس به شرح ذيل ميباشد(51، 69):
جدول شماره( 1-3): سير تکامل جنسي بروسلا (ورژه و همکاران 1985)
گونه بروسلا مليتنسيسبايو واريته مليتنسيس 1 تا 3گونه بروسلا مليتنسيسبايو واريته آبورتوس 1 تا 7گونه بروسلا مليتنسيسبايو واريته سوئيس 1 تا 5گونه بروسلا مليتنسيسبايو واريته نئوتومهگونه بروسلا مليتنسيسبايو واريته اويسگونه بروسلا مليتنسيسبايو واريته کنيسرفرانس: (51)
شکل شماره 1-2 بروسلا مليتنسيس
فالوچارت 1 : سير تکاملي جنسي بروسلا (مير 1990)

رفرانس: (51،64)
همانطور که ملاحظه ميشود برخلاف الگوي ورژه و همکاران که بروسلا مليتنسيس را منشا گونه واحد معرفي کردند، در اين طبقه بندي بروسلا مليتنسيس در آخرين مرحله از سير تکاملي قرار گرفته است. ضمنا بايوتايپهاي بروسلا آبورتوس بويژه بايوتايپ 2 دير رشد بوده و براي جداسازي از خون، تصفيه ميشود نگهداري کشت خون تا 45 روز ادامه يابد(3، 26، 36، 38، 51، 52).
همچنين در بررسي ژنوم بروسلاها، در بروسلا آبورتوس از 15 ژن کد کننده پليساکاريد حدت 10 ژن از ژنوم آن حذف شده است و بيشترين تغييرات مشاهده شده در ژنوم از قبيل حذف، جايگزيني و معکوس شدن، نوع ترتيبي و همچنين وجود سويههاي غير معمول از بروسلا آبورتوس گزارش شده است (43). همه گونههاي بروسلا دوره کامل عفونت را در ميزبان ترجيهي (اصلي) ميگذرانند.
بجز بروسلا نئوتومه ساير گونهها ميتوانند در ميزبان اصلي عفونت ايجاد کنند و در شرايط مناسب اکولوژي به حيوانات ديگر و يا انسان منتقل شوند و موجبات بقاي خودرا فراهم سازند(26، 43، 65) بيماري ناشي از بروسلا آبورتوس در انسان نسبت به بروسلا مليتنسيس و سوئيس از حدت کمتري برخوردار است (22، 36، 51، 76).
سويههاي رفرانس بروسلا آبورتوس عبارتند از بايوتايپ 1 (544)، بايوتايپ 2، بايوتايپ 3 (Tulya)، بايوتايپ 4 (2,2)، بايوتايپ 5 (B3196)، بايوتايپ 6 (870)، بايوتايپ 7 (C68)(36).
در کشورهاي همسايه ايران مانند ترکيه بايو تايپ 2 و 3 آبورتوس غالب است و در کشور عراق بايوتايپ 9=7 غالب بوده ولي بايوتايپ 4 کم است. (8، 26)
در آمريکا، انگليس و استراليا بايوتايپ 1 غالب و 85% فراواني را در سالهاي گذشته تشکيل ميداده.
بايوتايپ 2 و 4 از آمريکا و انگليس و بايوتايپ 4 آبورتوس از اسب در استراليا (درگذشته) جدا شده است(51)، کشور فرانسه از نظر پراکندگي بايوتايپهاي بروسلا در گذشته مشابه ما بوده و تقريبا تمامي بايوتايپهاي بروسلا آبورتوس بجز بايوتايپ 6 را داشته است، بروسلا آبورتوس در ايران علاوه بر گاو و گاوميش از خوک هم جدا شده است، تاکنون تمامي موارد سببي بروسلوز انساني بروسلا مليتنسيس بوده اما بروسلا آبورتوس تنها يک مورد در سالهاي اخير آنهم بايوتايپ 5 از مادر و نوزادش جدا شد (گزارش نشده).
بروسلا ماريس در بررسيهاي اوليه از نظر ژنومي در دسته بروسلا آبورتوس قرار گرفته است. گونه آبورتوس مانند ساير گونهها داراي 2 کروموزوم حلقوي (سيرکولار) ميباشد(26، 57).
تزريق تصادفي واکسن S.19 در انسان ميتواند موجب ايجاد عفونت يا حساسيت گردد.(26، 51) عفونت با بروسلا در تمام سنين اتفاق ميافتد ولي در دامها در بلوغ جنسي بيشتر ديده ميشود و عفونت مادرزادي ممکن است تا اولين زايش و به عنوان منبع بالقوه عفونت مخفي بماند. از دامهاي سرولوژي مثبت و يا از مادران دامهاي سرولوژي مثبت نبايد براي جفتگيري استفاده شود، باکتري ميتواند از طريق تلقيح مصنوعي، وسايل آلوده، سگ و گربه و موش، آب و علوفه منتقل شود. در شرايط آب و هواي زمستان باکتري تا 100 روز و در تابستان تا 30 روز زنده ميماند. از بيزون، کايوت، اپسون و گورکن جدا شده است. رحم، اعضاي جنين، ترشحات و غدد پستاني مهمترين منشا عفونت بشمار ميآيند (5، 22، 27، 36، 46، 51، 64).
بعضي گاوهاي داراي واکنش سرمي منفي حاوي باکتري هستند، دو سه هفته قبل و بعد از زايش و يا سقط پاسخهاي سرولوژي مغشوش ميباشد، موارد مثبت کاذب در دنباله واکسيناسيون و واکنشهاي متقاطع سرمي با بعضي از باکتريهاي گرم منفي و بعضي مواد و قارچها وجود دارد (36، 68).
موارد واکنش منفي کاذب در مراحل اوليه عفونت و يا بعد از سقط و در اواخر آبستني در نقص ايمني و يا در موارد وجود آنتي باديهاي بلوکان ديده ميشود (10، 22، 51).
سرولوژي تنها 82% از عفونت را مشخص ميکند. بروسلاها براي عفوني کردن ميزبانان جديد معمولا تمايل دارند فنوتايپهاي جديدي را کسب نمايند(26).
واکسيناسيون S.19 در بهترين شرايط باعث محافظت 70% جمعيت تحت پوشش ميگردد ولي بطور چشمگير مانع سقط جنين ميشود(2، 36، 59).
شکل1-3 پراکندهگي بروسلوز در در استانهاي کشور در سال 1388(26)
شکل 1-4 نمودار گزارش ساليانه ابتلا به بروسلوز در ايران (26)
پاتوژنز و پاتولوژي
بروسلاها ارگانيسم هاي داخل سلولي اختياري (Facultative) هستند كه قادر به گريز از تعدادي از مكانيسم هاي دفاعي ميزبان، بوده به مدت زيادي داخل سلولهاي بيگانه خوار، زنده مي مانند. بروسلا مليتنسيس، ويرولانت ترين گونه بروسلا به حساب ميآيد و پس از آن به ترتيب، گونه هاي سوئيس و آبورتوس، قرار دارند.(1، 6، 14، 15)
بروسلا قادر به ورود به بدن از طريق غشاء هاي مخاطي، پوست آسيب ديده و استنشاق ميباشند گلبول هاي سفيد PMN اولين سد دفاعي ميزبان در مقابل اين ارگانيسم ها محسوب مي گردند. البته هم بروسلا مليتنسيس و هم بروسلا آبورتوس بوسيله سرم طبيعي انسان كه زمينه فاگوسيتوز بوسيله PMN ها را فراهم مي كند اپسونيزه ميشوند. پلي مرفونوكلئرها قادر به كشتن بروسلا آبورتوس مي باشند ولي قدرت كشندگي آنها در مقابل بروسلا مليتنسيس، ناچيز است. مطالعاتي كه برروي PMN هاي گاوي، انجام شده است حاكي از آنست كه تداوم بروسلا ها داخل PMN ها ميتواند ناشي از توليد 5 – گوانوزين مونوفسفات و آدنوزين كه باعث منع دگرانولاسيون گرانول هاي پراكسيداز مثبت در PMN ها مي شود، باشد.(15)
سرم طبيعي انسان داراي فعاليت باكتريسيدال خوبي عليه بروسلا آبورتوس است. ولي اين موضوع در مورد بروسلا مليتنسيس، صدق نمي كند و مقاومت اين ميكروارگانيسم، در مقابل اثرهاي باكتريسيدال سرم و خاصيت كشندگي داخل سلولي PMN ها مي تواند توجيه كننده بالا بودن ويرولانس آن باشد.
ارگانيسم هايي كه بوسيله PMN ها كشته نميشوند به عقده هاي لنفاوي ناحيه اي، مهاجرت مينمايند و سپس خود را به جريان خون مي رسانند و پس از رسيدن به سيستم رتيكولوآندوتليال، در آنجا موضع گيري مي نمايند. البته سلول هاي فاگوسيتيك سيستم RE قادر به بلع بروسلاها هستند ولي بعضي از ارگانيسم هاي موجود در اين سلول ها مخصوصا وقتي داخل طحال قرار داشته باشند زنده مانده و به تكثير داخل سلولي، مي پردازند اما در صورت فعال شدن ماكروفاژها ارگانيسمهاي داخل سلولي، كشته مي شوند و از ديواره سلولي باكتريها آندوتوكسين، آزاد مي گردد و منجر به بروز بعضي از علايم و نشانه هاي مشخصه بروسلوز حاد، مي شود.(13، 15، 16)
وقتي بروسلا ها به سلول هاي اپي تليال پوست، ملتحمه، حلق يا ريه انسان نفوذ كردند، بدوا باعث القاء پاسخ پلي مرفونوكلئري در ناحيه تحت مخاطي (Submucosa) ميگردند و پس از بلع ارگانيسمها بوسيله نوتروفيلها و ماكروفاژهاي بافتي، بروسلا ها به عقدههاي لنفاي ناحيهاي ميرسند و در صورتي كه بر فعاليت، دفاعي ميزبان در عقده هاي لنفاوي، غلبه كنند در عرض چند ساعت در خون محيطي ظاهر ميگردند و به وسيله گلبولهاي پليمرفونوكلئر و مونوسيتها بلعيده ميشوند و در سينوزوئيدهاي عقدههاي لنفاوي كبد، طحال و مغز استخوان مجتمع ميگردند. اين باسيلها در واكوئولهاي فاگوسيتيك گلبولهاي سفيد (فاگوزوم ها) قرار ميگيرند و سريعا تكثير مييابند و سپس لكوسيتها در عرض مدت كمي متلاشي ميشوند و سلول هاي فاگوسيتيك سيستم رتيكولوآندوتليال موجود در سينوزوئيد ها بروسلاها را ميبلعند. اين ارگانيسمها در ماكروفاژهاي ذكر شده براي مدت چند هفته تا چند ماه، باقي ميمانند و تكثير داخل سلولي باكتريها ممكن است منجر به انهدام بعضي از سلولهاي فاگوسيتيك سيستم رتيكولوآندوتليال گردد.
سرنوشت بافت مورد حمله، در گرو نتيجه كشمكش بين بروسلاها و دفاع سلولهاي آلوده، ميباشد به طوري كه در فاگوسيتهاي حيوانهاي ايمن، بروسلاها معمولا به سرعت منهدم ميگردند و از طرفي باكتريها داخل سلولهاي فاگوسيتيك، از تاثير آنتي باديهاي سرم و تاثير بسياري از آنتي ميكروبيالها در امان مي مانند.(12)
عفونت ناشي از گونه آبورتوس، گرانولوم هايي تشكيل ميدهد كه شامل دستههايي از هيستيوسيتهاي اپيتليوئيد، لنفوسيتها، مونوسيتها و پلاسموسيتها و تعداد كمي نوتروفيل، ميباشند و ممكن است مناطقي از نكروز هيالين مركزي وجود داشته، باشد ولي كازئيفيكاسيون وجود نخواهد داشت لذا گرانولوم ها شباهت زيادي به گرانولوم هاي ناشي از ساركوئيدوز دارند و سلولهاي لانگهانس و سلولهاي غول پيكر نيز به فراواني يافت ميشود. لازم به ذكر است كه گونه آبورتوس، معمولا باعث ايجاد بيماري خفيفي مي شود و عوارض چركي و ناتوان كننده ناشي از آن نادر است. بروسلا سوئيس، گرانولومهاي چركي و آبسه، تشكيل ميدهد و فيبروز محيطي، كازئيفيكاسيون مركزي و كلسيفيكاسيون، در آبسه هاي ناشي از آن شايع ميباشد. اين آبسهها اغلب براي چندين سال باقي ميمانند، در حاليكه گرانولومهاي كوچك، طي چند ماه بهبود مييابند و تنها فيبروز مختصري از خود به جا ميگذارند. (15، 16)
بروسلوز مزمن، آبسهها ممكن است در اعضاء ذكر شده و بافت هاي زير پوستي، بيضه، مغز، اپيديديم، تخمدان و كليهها ظاهر شوند . ضمنا آندوفلبيت گرانولوماتو در كبد، طحال و ساق پاها گاهي بروز نموده عارضه اخير، ميتواند به آمبولي ريوي، منجرشود. طي ابتلاء به بروسلوز ناشي از گونه مليتنسيس، بيوپسي كبد ممكن است فقط هپاتيت غير اختصاصي را نشان دهد و گرانولومي ديده نشود ولي هپاتيت تحت حاد و سيروز نيز گاهي عارض ميشود. پلورزي و آبسههاي گرانولوماتوز ريوي، ندرتا ديده ميشود و در انواع كشنده بيماري، اغلب كانونهاي لنفوسيتي در اطراف عروق مغز، ميوكارد، بيضهها و كيسه صفرا يافت ميگردد. بروسلا مليتنسيس، ممكن است باعث ايجاد بيماري حاد و شديد و عوارض ناتوان كنندهاي بشود.
بهطور كلي واكنش نسجي ناشي از عفونت بروسلائي، برحسب گونه بروسلا و حيواني كه آلوده ميشود متفاوت ميباشد. مثلا وقتي موش بوسيله بروسلا آبورتوس، آلوده مي شود دچار گرانولوم هاي واضحي در كبد ميگردد و اين گرانولومها به مدت بيش از يكماه باقي ميماند. درحاليكه وقتي اين حيوان بوسيله بروسلا مليتنسيس، آلوده گردد دچار ميكرو آبسههايي در كبد ميشود كه در عرض حدود 30 روز ناپديد ميگردد. همچنين بروسلا آبورتوس، در خوكچه هندي باعث ايجاد واكنش نسجي مختصري ميگردد، در حاليكه بروسلا مليتنسيس، منجر به بروز آبسههاي متوسط و بروسلا سوئيس، باعث ايجاد آبسه در كبد، طحال و بيضه ميشود. بروسلوز حاد، به نحو شايعي به عفونت ناشي از خود ميكروارگانيسم، نسبت داده ميشود، هرچند كمپلكس ايمني را نيز در ايجاد آن دخيل دانستهاند. ضمنا بعضي از پژوهشگران فاكتور روماتوئيد و ANA را در مبتلايان به بروسلوز حاد، يافته و اظهار نمودهاند. اين آنتي بادي ها ممكن است نقشي در پاتوژنز بروسلوز حاد، ايفاء نمايند.(2، 11، 12، 14، 16، 60، 82)
ايمونولوژي
حدود 10-7 روز پس از شروع عفونت تجربي در حيوانهاي آزمايشگاهي، سيتوكينهاي توليد شده بوسيله سلولهاي حساس شده، ماكروفاژها را فعال مينمايند و بدين ترتيب ماكروفاژها كفايت بيشتري را به منظور كشتن ارگانيسم هاي داخل سلولي، كسب مينمايند و در همين موقع گرانولومهايي در كبد و طحال حيوان آلوده، تشكيل مي شود و واكنش حساسيت تاخيري عليه آنتي ژنهاي بروسلا تكامل مييابد. (12، 14، 15، 23، 29)
به طور كلي عوامل هومورال، ممكن است در دفاع ميزبان در مقابل بروسلا ها اهميت داشته باشد، به طوري كه حتي در غياب آنتي باديهاي آگلوتينه كننده اختصاصي، سرم طبيعي انسان براي ارگانيسمهاي بروسلائي، داراي خاصيت باكتريسيدال است . البته بروسلا آبورتوس، در مقايسه با گونه مليتنسيس، در مقابل ليز سرمي، حساستر ميباشد و ضمنا ممكن است ارگانيسمهاي داخل سلولي، از اثرهاي كشنده سرم، در امان بمانند و همچنين آنتي باديهاي آگلوتينه كننده اختصاصي موجود در سرم، داراي خاصيت اپسونيزه كننده هستند ولي در ارتباط با بروز ايمني محافظت كننده نميباشند. فاگوسيتهاي مونونوكلئر و ايمني سلولر در مبتلايان به بروسلوز، داراي نقش حياتي ميباشند و حتي ابتلاء به عفونت ناشي از ليستريا مونوسيتوژنز و مايكوباكتريوم توبركولوزيس، در حيوانات، با تحريك ايمني سلولار، باعث مقاومت در مقابل بروسلوز، ميگردد و از طرفي حساسيت مبتلايان به هوجكين و ساير لنفومها نسبت به بروسلوز، بيشتر است و ميزان بروز بروسلوز در اين بيماران، بيشتر ميباشد. گرچه گاهي بروسلوز، عود مينمايد و يا باعث ايجاد ضايعات چركي مزمن ميگردد، ولي ابتلاء به اين بيماري، معمولا باعث ايجاد مصونيت در مقابل عفونت مجدد، مي شود. بطور خلاصه ابتلاء به بروسلوز حاد و تلقيح واكسن زنده ضعيف شده بروسلا باعث بروز، پاسخ ايمني هومورال و سلولي ميشود و در حيوانات آزمايشگاهي، پاسخ آنتيكري اختصاصي، زمينه برداشت سريع بروسلاها بوسيله سلولهاي فاگوسيتيك را فراهم مينمايد و منجر به كاهش تعداد ارگانيسمهاي، زنده در كبد و طحال ميگردد ولي جهت ريشه كني ارگانيسمهاي داخل سلولي، نياز به ايمني سلولار، ميباشد و پاسخ ايمني، تحت تاثير عواملي نظير ويرولانس سويههاي عفونتزا، تعداد باكتريهايي كه وارد بدن ميشوند، سن، جنس، حاملگي، مصرف آنتي بيوتيکها و وضعيت ايمني ميزبان، واقع مي شود. (14)
جدول 1-4 مقايسه بيماريزايى گونههاى مهم بروسلا(15)
گونهبيماريزاييآبورتوسعوارض?چركي?و?ناتوان?كننده?ناشي?از?آن?غير?معمول?استسوئيسبه?نحو?شايعي?باعث?ايجاد?ضايعات?چركي?و?انهدامي?مي?شود?و گرانولوم?هاي?كازئيفيه?غيرقابل?افتراق?از?گرانولوم?هاي?سلي?هم توليد?مي?كندمليتنسيسبه?صورت?خيلي?حادي?بروز?نموده?در?مقايسه?با?بروسلا سوئيس،?عوارض?ناتوان?كننده?بيشتري?به?بار?مي?آوردكنيسشباهت?زيادي?به?بروسلا?آبورتوس،?دارد??البته?تشابهي?بين?آنتي ژنهاي?آن?ها?موجود?نبوده،?واكنش?متقاطعي?با?هم?نشان نميدهند

بطور كلي در بسياري از موارد که تعداد ارگانيسمهاي مهاجم بروسلايي زياد نيست و دفاع بدن قوي است گرانولوم هم تشكيل نميشود و بهبودي، حاصل ميگردد . ضمنا حتي زماني كه تعداد ارگانيسمها زياد باشد با درمان سريعي كه طي 3-4 هفته پس از شروع عفونت، آغاز گرديده و به مدت 8-4 هفته ادامه يابد گرانولوم هاي كوچك، سريعا از بين ميروند و بهبودي كاملي حاصل ميشود ولي در صورتي كه تعداد ارگانيسمها زياد باشد و تحت درمان، قرار نگيرد گرانولومهاي كوچك، به يكديگر پيوسته و گرانولوم هاي بزرگتري را تشكيل مي دهند كه سرانجام، چركي شده به صورت منبعي براي باكتريميهاي مكرر بعدي درميآيند. (14، 15)
علايم باليني و عوارض بروسلوز

1) ناخوشي ساب كلينيكال Subclinical illness))
2) بروسلوز حاد و تحت حاد( Acute & subacute disease)
3) بيماري موضعي( Localized disease)
4) بروسلوز عود كننده (Relapsing disease)
5) بروسلوز مزمن ( Chronic disease)
6) بيماري شبه بروسلوز ( Brucellosis like reaction)
7) بروسلوز ناشي از تلقيح واكسن حيواني ( Due to vaccination)
ناخوشى تحت بالينى(ساب کلينيکال)
ناخوشي تحت باليني، بهوسيله آزمون هاي سرمي، تشخيص داده مي شود. البته بروسلوز بدون علامت، يا بروسلوزي كه از نظر باليني تشخيص داده نميشود در اغلب موارد در افراد در معرض خطر، نظير كاركنان كشتارگاهها، كشاورزان و دامپزشكان، رخ ميدهد. بهطوري كه بيش از 50% كاركنان كشتارگاهها و حدود 33% دامپزشكان بررسي شده، واجد عيار بالايي از آنتيباديهاي ضد بروسلائي، بودهاند بدون اينكه سابقهاي از علايم باليني بروسلوز را ذكر نمايند .ضمنا كودكان ساكن مناطق اندميك، نيز بهنحو شايعي دچار ناخوشي ساب كلينيكال ميشوند و در مجموع، موارد بدون علامت بروسلوز، حدود 12 برابر موارد با علامت آن برآورد شده است. (12، 14، 64، 78، 81)

بروسلوز حاد و تحت حاد
بروسلوز حاد، پس از پشت سر گذاشتن يك دوره كمون چند هفتهاي تا چند ماهه و به طور متوسط 3-2 هفتهاي، ممكن است به صورت ناخوشي خفيف (در رابطه با گونههاي آبورتوس يا كنيس( يا به صورت برقآ سا و توكسيك و عوارض بالقوه بعدي (در رابطه با گونه مليتنسيس) تظاهر نمايد
حدود يك سوم بيماران داراي شروع ناگهاني چند روزه ميباشند، در حاليكه بقيه بيماران داراي شروع كندي هستند و بيماري آنها در عرض چند هفته تظاهر مينمايد. علايم بروسلوز، غير اختصاصي و گوناگون ميباشد .حدود 90 % بيماران از علايمي نظير حالت كسالت، لرز، تعريق شديد، خستگي و ضعف، شكايت دارند، بيش از 50 % بيماران دچار ميالژي، بياشتهايي و كاهش وزن هستند، عده كمتري از بيماران مبتلا به آرترآلرژي، سرفه، درد بيضه، سوزش ادرار، درد چشمها و يا تاري ديد ميباشند و گرچه زماني تصور ميشد تب مواج، مشخصه بروسلوز است عده كثيري، از بيماران مبتلا به بروسلوز، واجد چنين تبي نيستند و حتي بهنحو شايعي دماي بدن مبتلايان به اين بيماري به هنگام صبح، طبيعي بوده و يا مختصري افزايش يافته و به هنگام عصر بر ميزان آن افزوده مي گردد و تب مداوم در 15 % بيماران يافت شده و حداكثر دامنه تغييرات روزانه دماي بدن آنها در حدود 4/37 تا 40 درجه سانتيگراد ميباشد . از آنجا كه ارگانيسمهاي بروسلابي، پاتوژنهاي داخل سلولي هستند در اين بيماران عدم تطابق نبض و تب ممكن است يافت شود. اسپلنومگالي، در منابع مختلف، از 10 تا 70 درصد، گزارش شده است و آدنوپاتي در 21-20 درصد موارد، عارض مي شود و اغلب، در ناحيه گردن، زير بغل و فوق كلاويكول، يافت ميگردد كه خود نشان دهنده ورود بروسلاها به بدن از طريق زخمهاي پوستي يا ناحيه اورو فارنكس ميباشد .هپاتومگالي نيز از شيوع كمي برخوردار است و در كمتر از 10 % موارد، يافت ميشود .در موارد حاد و تحت حاد بروسلوز، تست رايت، مثبت ميباشد و ساير يافته هاي آزمايشگاهي، شامل آنمي خفيف، لنفوپني، لنفوسيتوز، ترومبوسيتوپني و ندرتا پان سيتوپني، ميباشد. در صورتي كه بيماري به موقع تشخيص داده و تحت درمان موثري قرار گيرد عده كثيري از اين بيماران، بدون هيچگونه عارضه پايداري، كاملا بهبود مي يابند.
ساير علايم بروسلوز حاد، عبارتند از سردرد، درد ناحيه پيشاني يا پس سري، درد كمر و مفاصل، درد بازوها و ساق پاها، بي حالي شديد و رخوت و سستي مفرط كه حتي اگر تعريق هم وجود نداشته باشد علامت بارزي خواهد بود .درد قفسه صدري كه با تنفس، تشديد ميشود تپش قلب ناشي از آريتمي، درد شكم همراه با يبوست، كنفوزيون، كابوس، راه رفتن در خواب و بثورات اريتماتوز سرخكي شكل نادر و گذرا و اريتم ندوزوم نيز ممكن است حادث گردد. (12، 14، 64، 78، 81)

بروسلوز موضعى (لوکاليزه)
بروسلاها در هر ارگاني ممكن است موضع گيري نمايند ولي به نحو شايعي در استخوانها، قلب، ريه، طحال، بيضه، كبد، كيسه صفرا يا پروستات، يافت ميگردند و گاهي اين ارگانيسمها بطور همزمان در چند ارگان، موضع ميگيرند . عوارض لوكاليزه بروسلوز، در اغلب موارد در ارتباط با بروسلوز خيلي مزمن ميباشد ولي در رابطه با بيماري حاد ناشي از گونه مليتنسيس و سوئيس نيز عارض مي شود.(14،64)
عود بروسلوز:
حدود 10 % موارد بروسلوز، پس از درمان با آنتي بيوتيکها عود ميكند و اين خود ممكن است ناشي از داخل سلولي بودن ارگانيسمها و قرار نگرفتن در معرض آنتي بيوتيک تجويزي و مكانيسمهاي دفاعي ميزبان باشد. عود بروسلوز، در اغلب موارد طي چند ماه اول پس ا ز عفونت اوليه، حاصل ميشود، ولي تا دو سال پس از درمان ظاهرا موفقيت آميز هم ممكن است عارض گردد. لازم به ذكر است كه گرچه اغلب بيماراني كه دچار بروسلوز حاد ميگردند در مقابل اين بيماري مصون ميشوند
يادآور ميشود كه عود بروسلوز، ميتواند به وسيله عفونت هاي ديگر و ضربه ناشي از حوادث يا جراحي ، تسريع شود و در صورتي كه مدت زيادي، از بهبودي بيماري اوليه گذشته باشد ممكن است با عفونت مجدد، اشتباه گرفته شود. (12، 14، 64، 78، 81)
بروسلوز مزمن:
بروسلوز مزمن، عبارت است از بروسلوزي كه بيش از يك سال به طول انجاميده باشد . بسياري از اين بيماران به علت عدم درمان كامل، ممكن است علايم مداومي داشته باشند و يا ضايعات كانوني چركي دراستخوان، كبد يا طحال آنها يافت گردد . حدود 20 % اين بيماران دچار خستگي مداوم، كسالت و افسردگي بوده كه با هيچ يك از يافته هاي باليني، ميكروبيولوژيك يا روماتولوژيك، بروسلوز حاد، همراه نبوده و به سندروم خستگي مزمن، موسوم است. (15، 82)
بيمارى شبه بروسلوز:
تماس مكرر با بروسلا در افرادي كه از نظر سرولوژيك، مثبت هستند ممكن است باعث ايجاد واكنش هاي هيپرسانسيتيويتهاي(ازدياد حساسيت) كه شبيه به بروسلوز است گردد . اينگونه واكنشها به نحو شايعي در كاركنان آزمايشگاهها كه تماس زيادي با آنتيژن بروسلا دارند و در دامپزشكاني كه واكسن بروسلا آبورتوس سويه 19 به كرات به بدن آن ها تلقيح مي شود گزارش گرديده است البته شروع علايم، معمولا در عرض چند دقيقه تا چند ساعت پس از تماس مي باشد و به مدت 48-24 ساعت ادامه مي يابد. (12، 14، 64، 78، 81)
بروسلوز ناشى از تلقيح واکسن حيوانى
تماس پوست يا ملتحمه با واكسن زنده ضعيف شده حاوي سويه 19 بروسلا در ارتباط با واكنشهاي مختلفي در ميزبان بوده است به طوري كه بعضي از تماس يافتگان، دچار هيچ گونه ناراحتي موضعي يا سيستميكي نشدهاند ولي ساير تماس يافتگان، بنحو شايعي دچار واكنش موضعي فوري يا بيماري سيستميك شبيه به عفونت ناشي از سويه هاي طبيعي بروسلا آبورتوس، گرديده اند. (10،12، 14، 18، 22، 64، 78، 81)
عوارض بروسلوز
عوارض بروسلوز حاد در 30-10 درصد موارد، بروز مي نمايد . البته عوارض ناشي از بروسلا آبورتوس يا سوئيس در صورت تشخيص و درمان، طي هفته هاي اول بيماري كمتر از 1% مي باشد ولي در صورتي كه تشخيص و درمان بيماري به مدت بيش از دو ماه به تاخير افتد بهشدت بر ميزان بروز آن افزوده خواهد شد .اين عوارض در هر عضو يا سيستمي و در هر مرحله اي از بيماري و حتي در بيماراني كه تحت مراقبت هستند ميتواند بروز نمايد و از طرفي ممكن است اين بيماري از ابتدا با بعضي از عوارض خود ظاهر شود. (14)
عوارض مفصلى



قیمت: تومان


پاسخ دهید